نجم الدين ابو الرجاء قمى
265
تاريخ الوزراء ( فارسى )
وزارت صاحب عزيز الدين ( 17 ) شكر آن موهبت كه از حضرت ايزدى در حق خلايق جهان متجدد شد ، در وسع و طاقت هركس كه بر روى زمين است ، نيايد . سهيل ، سهل ياقوت را مشترى در كمند و هلال آسمان نعل سمند ، و چنان كه جان به طبع ( ؟ ) ( 230 پ ) مشرف شود ، وزارت به وى تشريف يافت . آفتاب عدل از زير ميغ ظلم بيرون آمد ، فلكخواهان آن شد كه خاك قدم او شود . هفت قدم . ستارهء سياره را آرزو آمد كه كمر خدمت او بر ميان بندد . چون اختلال كارها پديد آمد ، و شب ناهموارى تاريك شد ؛ از كفايت او شمعى موكبى برافروختند ، و همهء جهان از آن منور آمد . اهل هنر چون بهار فضل و افضال او ديدند ، عندليب وار نغمات طربانگيز بزدند . سراى او مناسك علم شد ، صفاى آن ، صفاى اعتقاد ، و مروة مروت . فرق ميان سراى او و مناسك آن بود كه اينجا مردم بيرون احرام برفته بودند ، و در اندرون خلعت رفعت پوشيده . جاهلان را در خدمت او آب روى نيست ، ايشان را چنان از چشم خويش بيفگنده است كه ناقد زر ناسره بيفگند اهل . . . « 1 » كامل شد . قدر اهل قلم جز عالم نداند ، و توقع باران جز از ابر نشايد ( 231 ر ) داشت . علماء و فضلا را در خدمت جاهلان كه تصدر يابند ، جز ذل سجود حاصل نباشد .
--> ( 1 ) - جاافتادگى دارد .